مصطفى الصاوي الجويني ( مترجم : موسى دانش ، حبيب روحانى )
62
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى )
شيوهء پيامبر را دربارهء اينكه خداوند برخى از علوم را به خود اختصاص داده ، بيان مىكند . مطلب ديگرى كه در شيوهء تفسيرى ابن عباس وجود دارد ، موضع او در برابر اهل كتاب و كمك گرفتن از آنها در تفسير داستانهاى قرآن است . او مىگويد : چگونه شما مسلمانان ، چيزى از اهل كتاب سؤال مىكنيد و حال آنكه كتاب شما قرآنى است كه خداوند آن را بر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نازل كرده و در دسترس شما قرار داده و تازهترين كتابى است كه كهنه شدنى نيست ! آيا خداوند در كتاب خود به شما خبر نداده است كه آنها تورات و انجيل را تحريف كردند و با دست خود كتاب ديگرى نوشتند و گفتند : اين همان كتابى است كه از جانب خدا نازل شده است تا بدين وسيله بهاى ناچيزى به دست آورند ؟ ! آيا خداوند شما را از علمى كه با پرسيدن از آنان به دست مىآوريد نهى نمىكند ؟ به خدا سوگند هرگز كسى از آنان را نديدم كه از آنچه خداوند در قرآن بر شما نازل كرده است از شما بپرسد . « 1 » ولى باوجوداين ، برخى از رواياتى كه ما در اختيار داريم مؤيّد اين است كه ابن عباس به اهل كتاب مراجعه مىكرده است . مردى از بنى تميم روايت مىكند كه ابن عباس به ابو الخلد نامه نوشت و راجع به درختى كه آدم از آن خورد و نيز درختى كه در كنار آن توبه كرد ، از او پرسيد . ابو الخلد در پاسخ وى نوشت : درختى كه آدم از نزديك شدن بدان نهى شده بود ، سنبله و درختى كه نزد آن توبه كرد ، درخت زيتونه بود . « 2 » ابو الخلد مورد ستايش مردم بود ، زيرا كتابهاى آسمانى را قرائت مىكرد و دخترش ميمونه مىگويد : پدرم قرآن را در ظرف يك هفته و تورات را در مدت شش روز ختم مىكرد . او تورات را با نگاه خود مىخواند و چون روز ختم آن فرامىرسيد ، گروهى از مردم نزد وى جمع مىشدند و او مىگفت : گويى هنگام
--> خويش از ابن عباس در مورد انفال ، پافشارى كرد ، ابن عباس به حاضران در مجلس گفت : آيا مىدانيد اين شخص مانند كيست ؟ او مانند صبغ است كه عمر بن خطاب دستور داد او را تازيانه زدند . زيرا او با پرسشهاى سخت دربارهء قرآن مردم را به دردسر مىانداخت . ( 1 ) - جامع بيان العلم و فضله ، ج 2 ، ص 42 . ( 2 ) - تفسير طبرى ، ج 1 ، ص 183 .